
دوستی دارم .هر بار اورا می بینم ...بدون مقدمه از ستم ها و ناروایی های شوهرش می گوید ! اینکه از او متنفر است ..دستش را که لمس می کند احساس اشمیزاز می نماید و....
خانه مسکونی شان به اسم دوستم است .همینطور خودرو ..حقوق بازنشستگی دارد ...یک فرزند دارند که مستقل و خارج از ایران زندگی می نماید .
دوستم به جای اتخاذ یک راه و روش منطبق با منافعش .همواره مایل است در نقش قربانی باشد !
در مطالب گذشته .بدون اینکه قصد ورود به جوانب را داشته باشم .مخاطبی برایم از عملکرد اشتباه انگلیس در گذشته و تاریخ ایران نوشته ! متهمم نموده که تاریخ نمیدانم !
یاد .یکی از سخنرانی های مقامی قبل از انقلاب افتادم که گفت : ...ایران هنوز نتوانسته خرابی های دوره استیلای مغول را جبران نماید !
در نقش قربانی فرو رفتن و درنیامدن به مثابه فرافکنی است ...اگر اینگونه بود ...الان شاهد پیشرفت همین کشور ویتنام نبودیم که هشت سال مداوم در جنگبود ! یا المان بعد از پیروزی متفقین که تقریبا خاک این کشور را شخم زدند ...
شخصا .دیگر حاضر نیستم .کلامی به شکایت های دوستم علیه همسرش گوش بدهم .زیرا .احساس می کنم ...جهت توجیه اهمال هایش مایل است در نقش قربانی باقی بماند !
در ایران .تا زمانی که حکومت خود را قربانی بداند .کمترین پیشرفتی نخواهد داشت ....درجا میزند و از قافله دنیا عقب می ماند ...
B L O G F A . C O M
برچسب:
نویسنده: یگانه سلطانی