خرید بک لینک

به محض رسیدن و کمی استراحت .به جان شیشه ها افتادم ..چسب های ضربدری ...دیدنشان افسردگی می آورد ...یاد آور شب های اضطراب و تشویش ..

روز بعد سری به فروشگاه بزرگ‌نزدیک خانه زدم ..تخم مرغ .ماست ،شیر ...و کمی سبزیجات ......زنی با ظاهر متوسط نگاه حسرت باری بر چرخ خرید م انداخت خیلی معذب شدم !! انگار بار طلا حمل میکردم !

.....سهم مردم ...

قیمت های میوه در فروشگاه واقعا شوک زده ام کرد ! یکباره شبیه اصحاب کهف شدم ...هلو کیلویی سیصد هزار تومن !! یعنی چی ! یا هویج ..کیلویی دویست هزار !!..باید سری به تره بار محله میزدم .

در تره بار قیمت ها کمی ارزان تر بود ...ازدحام مشتری ها .من هم کلافه از گرما .....چهار قلم میوه شد یک میلیون تومان !!... به کجا می رویم !!،

مصیبت دیگر هم‌اینکه تلفن خانه یکطرفه شده بود ! اینترنت قطع ! همینجور گوشی به دست آنلاین واریز داشتم ..حالا یکی از واریزی ها به مقصد نرسیده !سرویس دهی فیبر نوری هم متوقف ! جالب اینکه چند ماه در جنگ اصولا اینترنت نداشتیم ! مخابرات شبیه چاهی شده که هرچه پول درونش می ریزیم پر نمی شود !

از طرفی ..اخبار جنگ ...هر روز تازه تر می شود ...نمیدانم ! نصیب این جنگ برای مردم متوسط چه خواهد داشت ! همین قدر می دانم که روزگار بر مردم به درجه طاقت فرسایی رسیده .افزایش .ناامنی .بزهکاری . فقر فزاینده ..سختی معیشت ..غیر قابل اجتناب خواهد بود ...

نمیدانم ! خبر غم انگیز .کشته شدن خانم پر ستاری جوان را توسط همکار مرد اوهم جوان را شنیده اید ! تنها به خاطر سرقت چند تکه طلا !!

برچسب: نویسنده: یگانه سلطانی تاريخ: يکشنبه 18 مرداد 1405 ساعت: 9:20

صفحه بندی