خیلی سال پیش در سفری به المان و شهر هامبورگ با خانمی مسن در یکمیهمانی هم صحبت شدم ..معلم زبان انگلیسی و باز نشسته بود .
تعریف می کرد :
" زمان جنگ جهانی دوم نوجوان بودم .ساکن شهر کلن ......تا قبل از فروپاشی المان و حمله متفقین ، زندگی خوب و ارامی داشتیم .می شنیدیم . حکومت نازی ها و هیتلر به عنوان صدراعظم ، در حال جنگ خارج از مرزها هستند اما .زندگی ما کاملا عادی بود .موادغذایی فراوان .مردم مشعول کسب و کار ..کمترین نشانه ای از تبعات جنگ نداشتیم .خوب و خوش بودیم ..تنها خبرها را می شنیدیم ...
اما ،یکباره ورق برگشت .آلمان به شکست نزدیک شد، .متفقین شروع به بمباران شهرها ی المان نمودند .در شهر کلن امنیت نداشتیم .والدینمان در بمباران کشته شدند .من و خواهرم فرار کردیم .تا خود را به شمال المان رساندیم با این تصور که از تیررس مرگ گریخته ایم !.پیاده و گاه سواره .با سختی بسیار... .فروپاشی شهرهای المان اغاز شده بود ..
عاقبت به شهر هامبورگ رسیدیم ..اینجا هم هر روز بمباران می شد .در یک زیرزمین متروکه با کمترین مواد غذایی پناه گرفتیم ...خواهرم که از کودکی ضعیف بود تاب نیاورد .بیمار و فوت شد ...تنها ماندم .
جنگ تمام شد در حقیقت المان را شخم زدند ، .شهر شبیه مخروبه بود .هیچ چیز سر جای خودش نبود .هیتلر المان را هم با خودش برده و غرق کرده بود ...سالها طول کشید تا سو تغذیه ناشی از روزهای سخت را توانستم جبران نمایم .با دستهایمان آجر جمع می کردیم . خانه می ساختیم .تا سرپناه داشته باشیم ..."
امروز صبح که اخبار را گوش میکردم .بی اختیار یاد این خانم معلم افتادم ..عمر خود را بر باد رفته می دید ...از کلمه سیاست نفرت داشت ..جنگ را موجب همه بدبختی ها و سختی هایش می دانست خصوصا .مرگ والدین و تنها خواهرش ...
جنگ ها به هر دلیل هرگز ،برای شهروندان خوشبختی به ارمغان نمی اورند ..هیتلر سعی داشت ضمن به زانو در اوردن جهان .مردم المان را در خوشبختی غرق نماید .وسعت المان را افزایش دهد ...اما نصیب مردم فلاکت و شوربختی شد ...حاصل ، یک المان مخروبه ...هیتلر و برخی از یاران نزدیکش خودکشی نمودند.یا با نام های مستعار .به امریکای جنوبی فرار کردند .از خود دو مرکز ادم سوزی اشویتس نیز بر جای گذاشتند یکی در شهر مونیخ که شخصا در سفری اینمکان را دیده ام . دیگری در مرز آلمان با کشور لهستان ..
.تا مدتها شاهد جنایات ارتش سرخ شوروی سوسیالیستی در معابر و خیابان ها بودند از کشتن غیرنظامی ها گرفته تا تجاوز به دختران و زنان ..به خصوص در شهر برلین ...خبرهایی که همه را وحشت زده می نمود ..یک هرج و مرج واقعی .سرزمینی به میراث ماند .مخروبه ..بدون کنترل ،با مردمانی گرسنه .
.در واقع المان ،قربانی جاه طلبی های شخص هیتلر و تعدادی بله قربان گو گشت که سودشان در پروراندن افکار پلید هیتلر بود ......اینها واقعیات انکار ناپذیر در تاریخ هستند ...بسیار تلخ و گزنده ...بنابراین :
اگر قرار باشد در شرایط فعلی ایران ، به جای مذاکره حتی امتیاز دادن یکی ما بزنیم و چند تا انها ...نصیب مردم در داخل چه خواهد بود ! در شیعه صلح امام حسن هم داریم .
.حداقل جنگ جهانی تاریخ شروع و اختتام داشت ...مثل ما نبود که ادامه دار با اینده نامعلوم و مبهم باشد ..یک نوع فرسایشی اما با تخریب و زیان در بازده زمانی نامحدود ..که روح زندگان را هم سخت می فرساید !
در جنگ چهل روزه .شخصا در اسمان تهران با چشم غیر مسلح پرواز هواپیماهای متجاوز را می دیدم که سمت شرق و شمال تهران می رفتند .بدون کمترین مقاومت از مرز وارد شده بودند تا تهران ...
زمانی که این چنین اسیب پذیر هستیم .انجام رفتارهای جاه طلبانه فرامرزی با نام دفاع مشروع ،! .ممکن است ایران را به سرنوشت المان بعد از جنگ جهانی دوم دچار سازد .به تدریج علیه ایران اجماع جهانی و ایتلاف در حال شکل گرفتن است ..و ادامه جنگ در حقیقت ، نوعی خودکشی سیاسی و نظامی است ....واقع بین باشیم ...
امیدوارم ..مردم صبور ایران بیش از این آسیب نبینند ...فعلا همین تورم افسارگسیخته .کافی به نظر می رسد ...مگر چند بار انسان به دنیا می اید ! این درجه از استرس .تشویش و نگرلنی نسبت به اینده واقعا درخور این مردم که در نیم قرن چندین جنگ را دیده اند از انصاف به دور است ...
کاش حاکمیت در ایران تاریخ را بیشتر می خواند و مهمتر درس می گرفت ...در رابطه با المان قبل و بعد از جنگ .....ممکن است فروپاشی سراغ ما هم روزی که دیر نیست بیاید و کنترل شرایط دیگر امکان پذیر نباشد ..
.باید از حملات فرامرزی دست کشید .توجه را به داخل ایران معطوف نمود .خرابی ها را ترمیم .مهمتر امید به زندگی را به مردم برگرداند .وگرنه این قصه انها بزنند ..ما هم می زنیم .. ثابت شده به جاهای خوبی نمی رسد ...من نمی گویم ...تاریخ می گوید ....
برچسب:
نویسنده: یگانه سلطانی