
حدود شانزده سال پیش هر دو پای خود را در یک کفش نمود و اصرار :
...دلباخته یک زن دیگر شدم .باید جدا شویم! ...گفتم : بسیار خوب .... ..حق و حقوقم را مسترد کن ،جدا می شویم .به خصوص که پای یک نوزاد هم وسط ماجرا بود .....شنیدم :
."..تو هیچ حق و حقوقی نداری ...وسایل شخصی ات را بردار و گمشو "....
خیلی متعجب شدم ! زیرا زمان ازدواج به قول خودش از زیر صفر زندگی را شروع کردیم . .کمک های مرحوم پدرم در واگذاری یک واحد در شمال تهران زیرا استطاعت اجاره نمودن مسکن نداشتیم .اشتغال و هزینه نمودن حقوقم در خانه .....به تدریج مالک چند خانه شدنش.....
...مهمتر قناعت و صبوری هایم .مادر سه فرزند .و گذر از روزهایی که البسه فرزندان را شخصا تهیه می کردم زیرا اماده ها گران بودند با بودجه خانواده سازگاری نداشت .و....
این شد که یک کفش اهنی پوشیدم .راه افتادم در دادگاه های ضد زن ....اما در بسیاری مواقع بد جور به بن بست می خوردم !....چون رابطی قوی .فامیلی سببی. در دیوانعالی کشور داشت. سریعا خنثی سازی می نمود . بنابراین با وجود چند سال دویدن در راهروهای دادگاه ها.موفق به گرفتن بخش اعظمی از حق و حقوقم نشدم ..
...خلاصه غایله تمام شد ، در همان محضری که جدا شدیم ..زوج میانسال یک ماه بعد پیوند ازدواج قانونی بستند ...با فرزندی که دیگر نوزاد نبود .حدودا دوسال داشت ....حاصل دوسال زندگی پنهانی یک زن مطلقه ،با مردی متاهل ..
در اخرین ملاقات با محضردار زمان تحویل کلید خانه پدری فرزندانم .....یک توکلت علی اله ...گفتم و بیرون امدم .چه وکیلی بهتر از خداوند ..
شخصا .به آه کشیدن و بعضا نفرین ،ایمان دارم . اصولا برایم مهم نیست ، بعد از شانزده سال چگونه زندگی را می گذرانند !...اما ...به یک نکته واقفم ..!.
خداوندی که روزی پنج بار مقابلش به سجده می افتم ،در سوره حمد می گویم ...غیرالمغضوب والضالین ....ان چنان عادل است که اجازه خوشبختی به این زوج نخواهد داد .نیازی وجود ندارد فردی برایم بازگو نماید ....به خصوص وقتی دلیل آه کشیدن تنها ضایع ساختن اموال و مادی نباشد .شکستن قلبی باشد .
سعی کنید در زندگی ..آه ...پشت سرتان نباشد ..با هیچ نوع و رقمی ....چون تا پایان عمر روز خوش و آسودگی خیال ، برایتان یک آرزو خواهد بود ..
B L O G F A . C O M
برچسب:
نویسنده: یگانه سلطانی